تبليغاتX
پخمه
صورت! 

 

   نوشته ي زير چند روز پيش در صندوقچه قديمي پدر بزرگ پخمه، شيخ ابوالپخمه پيدا شد!

"جهد كن كه به صورت بر افراد قضاوت نكني كه سيرتي است در كار و به صورت عشق نورزي كه عشقي است بر دار! كه:

            آن كه شد در عشق صورت مبتلا        هم بدان صورت فتد در صد بلا

 افراد را هيچ نشاني در چهره از درون نيست و سيرت را هيچ نشاني از برون.و چه بسيار خشن چهره هاي مهربان و چه بسيار خوش چهره هاي خشن !

بدان كه... صورت نيست مي شود و نبايد دل بدان داد كه حسن مهرويان مجلس گر چه دل مي برد و دين!...بحث ما در لطف طبع و خوبي اخلاق بود!

 بدان كه در مقام مقايسه با اخلاق و دين و فكر و عقيدت و بيان و فكر و زبان، شناسش افراد به سنج قيافه و چهره جز كار ابلهان نيست!"

         
|+| نوشته شده توسط مجتبی نادری در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 21:5  
آدمک 
  

سلام...این شعر از من نیست، همین!

 آدمـک آخــرِ  دنيــاست، بخند

آدمـک مـرگ هـمين جاست، بخند

آن خـدايي که  بـزرگش خوانـدي

به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند

دستخطي  کـه  تـو را عاشـق کرد

شوخـيِ  کاغــذي  ماسـت، بخند

فکر کن   دردِ  تـو  ارزشـمند است

فکر کن  گريـه چـه  زيباست، بخند

صبحِ فردا به  شبت  نيست که نيست

تـازه  انگار کـه فـرداسـت، بخند

راستـي آنچـه بـه يــادت داديم

پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند

آدمــک نغمــهء  آغــاز نخوان

به خــدا  آخــر  دنيـاست، بخند

 

|+| نوشته شده توسط مجتبی نادری در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 و ساعت 1:58  
بالا